دست نوشته های من
به نام خدا مصاحبه محسن افشانی با مجله ی "تپش"
با محسن افشانی که چهره و رفتار واقعی اش تا حد زیادی با پویا نظری تفاوت دارد در لوکیشن خانه باغ معروف گفت و گو کردیم که در ادامه می خوانید. اصلا چطور شد که در نوجوانی سر از کلاس های تئاتر در آوردی و پایت به تلویزیون و عالم مجری گری باز شد؟ این اتفاق خیلی تصادفی پیش آمد و من از قبل پیش زمینه ای در مورد رفتنم به کلاس های تئاتر نچیده بودم. در واقع قضیه مربوط به سیزده بدر-فکر کنم- سال 83 است که با چند تا از آشناهایمان رفته بودیم بیرون و آنجا یک نفر به من گفت که به کلاس تئاتر می رود و از من پرسید آیا دوست دارم بروم، من هم چون دوست داشتم از پدرم پرسیدم و او گفت که بروم ثبت نام کنم و یکی دو روز بعد در کلاس های تئاتر تجربی کانون فرهنگسرای سالمند ثبت نام کردم و دو جلسه هم سر کلاس های آقای پسیانی حاضر شدم. همان حین کار تئاتر میکردم با آقای رجب پور، سعید داخ و حسین مسافر آشنا شدم تا اینکه پیشنهاد بازی در یکی از آیتم های برنامه به من شد و بعد از یک ماه اقای مختارزاده کارگردان برنامه آستانه اجرای آیتم های کوتاه برنامه را به من محول کردند و از آبان 85 شدم مجری اول آستانه، در دی و بهمن 86 هم که برنامه بوم سفید از شبکه جام جم 1 و 2 پخش می شد، من برای مجری گری در برنامه ی "ما دو تا" دعوت شدم و حین اینکه برنامه زنده "آستانه" در حال پخش بود، "ما دو تا" به صورت زنده از شبکه اول روی آنتن می رفت که مخاطبان زیادی هم پیدا کرد و بنا شد کل 90 روز بهار امسال برنامه زنده ی "سلام بهار" را اجرا کنیم که من و کیوان ساکت اف مجری اش بودیم و این برنامه هم مخاطبان فراوانی پیدا کرد.من و کیوان ساکت اف بین مخاطبان نوجوان تلویزیون شناخته شدیم. همان حین در اردیبهشت ماه آقای حمزه ای که از دو سال پیش با همدیگر دوست بودیم با من تماس گرفتند. ایشان من را معرفی کرده بودند برای پروژه ی ترانه مادری و وقتی رفتم دفترشان اقای مهام و اقای محمدی به همراه آقای سهیلی زاده و اقای حاتمی مرا دیدند و برای بازی در این سریال انتخاب شدم. پس در واقع مجری گری در "سلام بهار" باعث حضور تو در "ترانه مادری" و آغاز مسیر بازیگری ات شد؟ بله، البته قبل از آن هم تصویر من از برنامه "آستانه" که یک برنامه تولیدی و ترکیبی بود پخش شده بود که آنجا هم فیدبک ها را می دیدم که اجرای من را دوست داشتند، ولی به هر حال بازتاب "سلام بهار" خیلی بیشتر بود و فکر میکنم سکوی پرتاب من همان دیده شدنم توسط برنامه های اجرا و روتین و ترکیبی بود. به جز "ترانه مادری" پیشنهادهای بازیگری دیگری هم داشتی؟ بله، اتفاقا قبل از آن در اواسط اجرای برنامه ی سلام بهار بودم که در قسمت سوم مجموعه ی "کاراگاهان" بازی کردم که تهیه کنندگانش آقای مهام و محمدی بودند و چون آنجا بازی مرا دیده بودند و به هر حال لطف کردند و برای "ترانه مادری" انتخابم کردند. این اعتماد به نفس بالایت در مجری گری از کجا می آید؟ از تئاتر. البته نه اینکه قبل از آن اعتماد به نفس نداشته باشم، من همیشه پسری هستم که خیلی شر و شور و شیطان است و مدام می گفتم و می خندیدم و هیچ مشکلی برای برقراری ارتباط نداشتم که مثلا روابط عمومی ام ضعیف باشد، اما به هر حال اینکه دوربین را مال خودم می دانستم و هیچ استرس و اضطرابی موقع اجرا نداشتم و همه اش را مدیون تئاتر هستم، چون تئاتر واقعا آدم را دگرگون می کند. انتخابت بین بازیگران مرد سینمای ایران چه کسی است؟ همیشه گفته ام به این شخصیت علاقه دارم و دوستش دارم؛ حامد بهداد. به نظر من دیوانه بازی کردن است و نوع بازی اش واقعا مخاطب را جذب می کند و خیلی خاص است. در واقع بهداد کاری به کار دیگران ندارد و کار خودش را می کند. در ترانه مادری تو و سیاوش خیرابی قهرمان های اصلی قصه هستید که همه اتفاق ها حول محور شما می گذرد. وقتی برای این نقش ها انتخاب شدید اولین برخورد شما دو تا در پشت صحنه چطور بود؟ دوستی من و سیاوش خیرابی 10 روز قبل از کلید خوردن کار شروع شد. روزی که پیش تولید بود و ما آمدیم همین جا و همین لوکیشن(خانه باغ) برای تمرین و اینکه آقای حاتمی نقش ها را برای بچه ها توضیح بدهند که ارتباط بین آنها را در بیاورند. من و سیاوش خیرابی توی آلاچیق همدیگر را دیدیم، او از اجرای من تعریف کرد، من هم بازی او را در تله فیلم تلخون دوست داشتم و این طور شد که با هم آشنا شدیم و از همان اول با هم خیلی دوست بودیم. به نظر من سیاوش در نوع خودش حرفه ای است و کار خودش را بلد است. به هر حال ان ارتباطی که ایجاد شد و همه فکر میکردند خیلی روی آن کار شده که با همدیگر مچ بشویم این طور شکل گرفت و جوری شد که همه فکر میکردند ما از قبل همدیگر را می شناختیم و با هم دوست بودیم. البته در این میان کمک ها و راهنمایی های آقای حاتمی هم بی تاثیر نبود. کما اینکه شیوه ی هدایت و بازیگردانی ایشان تاثیر خیلی خوبی روی نوع بازی ما گذاشته است. خودت بیشتر از کاراکتر پویا خوشت می آید یا بهرام؟ چون از همان ابتدا نقش پویا به من پیشنهاد شد هیچ موقع به کاراکتر بهرام فکر نکردم و واقعا کاراکتر پویا را بیشتر دوست دارم. مهم ترین دلیلش هم این است که با خودم 180 درجه فرق دارد. یعنی از آن شور و هیجانی که من در برنامه سلام بهار داشتم در پویا خبری نیست و پویا بیشتر یک کاراکتر سر به زیر و ارام و درس خوان دارد و من این تضاد را خیلی دوست داشتم، چون می توانست برای بیننده ای که قبلا من را در کار اجرا دیده حس تعلیق به وجود بیاورد و مخاطب بین شخصیت واقعی محسن افشانی و کاراکتر پویا نظری دچار تعلیق شود. همکاری با آقای سهیلی زاده چطور بود؟ آقای سهیلی زاده شخصیت مهربان و خوب و حرفه ای دارند.واقعا و خیلی برای من باعث خوشحال و افتخار است که این کار حرفه ای را با یک گروه حرفه ای کار کردم و خیلی جو صمیمانه و شادی بین بازیگران و عوامل پشت صحنه برقرار است و آقای سهیلی زاده ارتباط خوبی با بازیگرانش دارند و اینطور نیست که بخواهند در مقام کارگردان رفتاری خشک و تحکم آمیزداشته باشند، بلکه با همه برخوردی دوستانه دارند. کارشان هم فوق العاده است. این را فقط من نمی گویم بلکه از ساخته های قبلی ایشان هم هویداست. مثل مجموعه های "آخرین گناه"، "رانت خوار کوچک"، "رستوران خانوادگی" و "زخم های رویا" که قرار است پخش شود. از اینکه به لحاظ سنی نوجوان ترین عضو سریال هستی چه حسی داری؟ خانم حنانه شهشهانی که نقش "ثریا شرفی" را در دانشگاه دارند و محمد شادانی در نقش "سینا" از من کوچکتر هستند. منظور من در میان نقش های اصلی بود که به هر حال تو از همه کوچکتر هستی . به نوعی شاید بیشتر مورد توجه و حمایت سایرین قرار می گیری... یعنی اینجا من لوسم! همه می گن آخی گوگولی، بچه کوچولو...ولی خب همین طور است که شما می گویید، رفتار همه با من خیلی خوب است. خانوم گودرزی، روستا، پاوه نژاد، لاکانی و آقای حکیمی خیلی با من مهربان هستند و کمکم می کنند.لوسم دیگه چیکار کنم. به نظرت این قضیه عاشق شدن پویا کمی غیرمنطقی نشده؟ به نظر من این اتفاق برای پویا کاملا معقول است. چون در واقعیت هم وقتی یک بچه که در محیط زندگی خودش و با آن محدودیت هایی که در خانواده ش داشته و شاید هیچ موقع فرصت نمی کرده که حتی درباره ی جنس مخالف فکر کند، یکباره پایش به تهران باز می شود و در دانشگاه می بیند چقدر راحت می تواند با جنس مخالف ارتباط برقرار کند و با او حرف بزند. طبیعی است که به همین سرعت عاشق بشود و به جنس مخالف ابراز علاقه کند. اینکه می گویند آدم ها بی جنبه می شوند، خب در مورد پویا نظری مصداق پیدا میکند و به نظرم این جنبه از شخصیت پویا در قصه خیلی خوب پرداخته شده و یکباره عاشق شدن او هم برای نشان دادن همین جنبه از شخصیت اوست. مادرت هم مثل مادر پویا روی رفتارهای تو حساس است؟ هر مادری به هر حال فرزند خودش را دوست دارد و روی رفتارهاش حساسیت دارد. اما مامان من به این شدت حساس نیست و شاید یک بیستم مادر پویا باشد. فقط گاهی اوقات نگران می شود از اینکه من تا دیروقت خانه نیایم و اگر جایی بخواهم بروم پیگیر می شود. اما نه به این شدت که بگوید کجا بودی، با کی بودی، چیکار کردی، چرا اینطور شد، و بخواهد حساسیت زیادی روی این مسائل نشان بدهد. پدرم را دوست دارم، عاشق مادرم هستم و هوای خواهرم را دارم. ضمنا تا یادم نرفته از گریمورهای این مجموعه و خانم شیرازی و آقای خلیل نظری هم خیلی ممنو ن هستم، چون کاراکتر پویا شاید P به خاطر گریمش برای بیننده قابل باور شده است. شاید محسن افشانی اگر این لنز را نداشت و این گریم را نداشت نمی توانست اینطور به شخصیت پویا نزدیک شود. جالب است خیلی ها اوایل که سریال پخش می شد از من و آقای خیرابی می پرسیدند شما داداش هستید، یعنی انقدر چهره مان به هم نزدیک شده بود. در حالیکه اصلا سیاوش روز اولی که آمده بود سر لوکیشن ته ریش داشت، موهایش به بالا شانه شده بود، منم موهایم معمولی بود و هیچ کدام شبیه هم نبودیم. اما گریم ما طوری شد که شبیه هم شدیم و فرمت چهره ی من طوری شد که برای بیننده قابل باور شد که این پویا نظری است و واقعا بچه درسخوانی است. شاید اگر با من بدون لنز و با چشمهای خودم بازی میکردم خیلی شر و شورتر می شدماما الان یک آدم دیگری شده ام. ***** به نام خدا به دلیل استقبال بی نظیر و بی سابقه مردم شریف ایران ازسریال ترانه مادری کارگردان این سریال حسین سهیلی زاده برای جلب بیننده بیشتر با طرح سوالاتی هر شب به 11 بیننده دقیق این سریال 11 ربع سکه (البته از نوع سر کاری )اهدا می کند....... عدد 11 به دلیل ساعت پخش این سریال می باشد.....سوال الکی نپرسین دیگه ........... 1.به نظر شما دلیل همکاری مادام ثریا با لرد بهرام وشرکتش در جاسوسی چیست؟ الف)برای جلوگیری از ترشیدگی .....و خود شیرینی جلو بهرام ب)حسادت به بانو ادیب و حاج پویا ج)برای رضای خدا و به قصد کمک و به قول بهرام امر خیر د)هر سه مورد دلیل این همکاری است!!!!!!!!!!!!!! 2.در سکانسی که پویا به ملاقات پدر نغمه رفت ثریا در راهروی بیمارستان با چه کسی صحبت میکرد؟ الف)با بهرام و داش راپورت پویا رو میداد ب)حرف نمیزد پیامک می فرستاد ج)با نامزدش.........(قصد بدی نداره) نگاهش به بهرام برادرانه است یا به عبارتی سر کارش گذاشته د)می خواسته بره دست بهآب روش نمی شده بگه اینجوری پیچونده 3.خدا وکیلی این دختره رضایی تو این سریال چیکاره اس؟ الف) ازقوم و خویشای پویا و بهرام در میاد آخر سریال ب)دنبال شوهر میگرده.........داره مخ علی صفوی رو میزنه ج)اومده همه رو به صراط مستقیم هدایت کنه د)آمده بود برگ تلخیص بیمارستان بگیره.......ولش کن دختره رو...مرده شور ریختشو ببرن ۴.به نظر شما بالاخره خونه باغ چی میشه؟ الف)میافته تو طرح ب)در آثار ملی ثبت میشود ج)میدن سمیرا باهاش برج بسازه. د)منطقه توریستی شناخته میشه از وسطش تله کابین رد میشه 5."352س63تهران11"چیست؟ الف)شماره حساب پویا ب)شماره پلاک ماشین بهرامه که بعد از گرفتن سهمش می خره ج)پلاک زانتیای فرخ که فروختتش یا بنز تهیه کننده د)شماره موبایل خانم ادیب 6.اگه گفتی بهرام کی میره سربازی؟ الف)بعد از گرفتن سهمش از خونه باغ سربازی شو می خره ب)وقت گل نی شاید به خاطر سن پدرش معاف شه ج)کف پاش صافه معافش میکنن د)تا ابد به صورت سرباز فراری باقی می مانه .7.فرخنده تا کی میخواد با ازدواج پویا مخالفت کنه؟ الف)تاقسمت یکی مونده به آخر سریال ب)اینا همش سیا بازیه وگرنه فرخنده از خدا شه که زودتر از دست این پویا گلابیه خلاص شه ج)من از کجا بدونم اصن به توچه بچه پررو د)این گزینه به علت رعایت نکردن بهداشت تا اطلاع ثانوی پلمب میگردد 8.شماره ی عینک پویا چنده؟ الف)8.25 ب)8.5 ج)8.75 د)هر دو تا رو هم یا یکی شون....اصن پویاه کوره لنز مشکی گذاشته چشاش در اصل آبیه (عینک دکوریه)باور کن....... 9.سیگاری که اون اوایل بهرام میکشید چی بود؟ الف) هنوز تو جیبشه منتظر فرصت مناسبه که بکشه ب)گذاشته تو وسایل پویا که اونو جلو مامانش معتاد جلوه بده و3 بشه ج)چون پویا اغدهای و سر خوردس...........بهرام می خواد معتادش کنه البته آخرا فیلم که می فهمه برادرشه ممکنه یک کم از این کارش پشیمون بشه د)بهرام...سیییییگار......... چی میگی ؟؟؟؟بهرام تا حالا جرات نکرده اسم سیگارو جلو باباش بیاره!!!!!!!!! 10.به نظر شما منصور(بابای پویا) وقتی از مسافرت میاد کجا میخوابه؟ الف)تو اتاق پویا ب)کلا شبا نمی خوابه تا صبح برا هدایت فرخ وپویا و فرخنده و.....دعا میکنه ج)رو تخت یه نفره ی فرخنده د)چون خیلی از فرخ خوشش میاد میره کنارش می خوابه .11.سرنوشت مریم چی شد؟ الف) ازسر، نوشته شد ب)گذاشتنش پرورشگاه ج)توسریال سه درچهار گم شد د)بابا اونو که خیلی وقته شوهر دادن رفت برین ادامه مطلب باحاله... هرگز نشه فراموش نظر ندادن خاموش سلللللللللللااااااااااااااامممممممم یه سور پرایز جالبو دیدنی برای شماها گلای گل گلاب یه کلیب بسیار زیبا از قسمتهای ترانه مادری
آهنگ از امیر حسین مدرس -قسمتي که تو خونه ي مادر جون بهرام دنبال سينا مي کنه و دعواشون مي شه: download دانلود قسمت خاک سپاری مادر جون
کپی برداری باذکــــــر *(منبــــع)* مجاز است. برای اونایی که می تونن عکسا و مطالب رو کپی کنن. حال کردین چه عکسایی گذاشتم نظر فراموش نشه. این همه زحمت کشیدم نظر ندین؟ بای بای ۲روز بعد: چــــــــــــــــــــــــــــــــرا نظر نمی دین؟ به نام خدا سلام بچه ها هی گفتین عکس نداری بیاین: عکس از محسن و سیاوش با چند تا از هواداراشون: اینم چند تا عکس همینجوری: حال کردین ؟ هی بگین عکس نداری. کپی برداری با ذکر منبع مجاز است. (برای اونایی که می تونن عکسا و مطالبو کپی کنن) مهم ایــن وبلاگ متعــلق به *نـگـــــین* است خطاب به بعضیـــا.
جریان دیگه نداره ![]()

![]()
ادامه مطلب

![]()
![]()




![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()










| Design By : Night Skin |














