تبليغاتX
♥ღ♥دل نوشته هاى تنهایی♥ღ♥


♥ღ♥دل نوشته هاى تنهایی♥ღ♥

دست نوشته های من

 

به نام خدا

 

عشق يعني رازقي ، يعني نسیم
عشق يعني مست گشتن از شميم
عشق يعني آفتاب بي غروب
عشق يعني آسمان ، يعني فروغ
عشق يعني آرزو ، يعني اميد
عشق يعني روشني ، يعني سپيد

عشق يعني غوطه خوردن بين موج
عشق يعني رد شدن از مرز اوجل
عشق يعني از سپيده تا سحر
عشق يعني پا نهادن در خطر
عشق يعني لحظه ديدار يار
عشق يعني دست در دست نگار

عشق يعني نغمه هاي هايده
عشق يعني رقص آب و آينه
عشق يعني عقل شد مدهوش تو
عشق يعني مست در آغوش تو
عشق يعني لب به لب انداختن
عشق يعني جامه را انداختن

عشق يعني لحظه هاي بي قرار
عشق يعني صبر ، يعني انتظار
عشق يعني اشتياق و اضطراب
عشق يعني دلهره ، يعني شتاب
عشق يعني اشک ، يعني عاطفه
عشق يعني يادگاري ، خاطره

عشق يعني لايق مريم شدن
عشق يعني با خدا همدم شدن
عشق يعني جام لبريز از شراب
عشق يعني تشنگي ، يعني سراب
عشق يعني خواستن ، له له زدن
عشق يعني سوختن ، پر پر زدن
عشق يعني سالهاي عمر سخت
عشق يعني زهر شيرين ، بخت تلخ
عشق يعني با "خدايا" ساختن
عشق يعني چون هميشه "باختن"




________@@@@@@@@
________@@@________@@_____@@@@@@@
________@@___________@@__@@@______@@
________@@____________@@@__________@@
__________@@________________________@@
____@@@@@@______@@@@@___________@@
__@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@
__@@____________@@@@@@@@@_______@@
_@@____________@@@@@@@@@@_____@@
_@@____________@@@@@@@@@___@@@
_@@@___________@@@@@@@______@@
__@@@@__________@@@@@________@@
____@@@@@@_______________________@@
_________@@_________________________@@
________@@___________@@___________@@
________@@@________@@@@@@@@@@@
_________@@@_____@@@_@@@@@@@

__________@@@@@@@
___________@@@@@_@
____________________@
____________________@
_____________________@
______________________@
______________________@____@@@
______________@@@@__@__@_____@
_____________@_______@@@___@@
________________@@@____@__@@
_______________________@
______________________@
_____________________@

 

 


.•*..*•.

.•*..*•. .•.
.•*..*•. .•*..*•.
.•*..*•. .•*..*•. .•*...
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•.
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•
.•*...•*..*•. .•*..*•. ..•*..*•.
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*.
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .
-´´´´#####´´´´´´####.٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫•*..*•. .•*..*•.
´´########´´#######.•*..*•. .•*..*•.
´############´´´´###٫٫٫٫٫.•*..*•. .•*..*•..
#############´´´´´###.•*..*•. .•*..*•.
###############´´###..•*..*•. .•*..*•.
############### ´###..•*..*•. .•*..*•..
´##################.`.•*..*•. .•*..*•.
´´´###############..•*..*•. .•*..*•.
´´´´´############.*.•*..*•. .•*..*•.
´´´´´´´#########.`.•*..*•. .•*..*•.
´´´´´´´´´######..•*..*•. .•*..*•.
´´´´´´´´´´´###..•*..*•. .•*..*•.•
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•.
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*.
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•.
.•*...*...•*.*
.•*..*•. .•*..*•.
.•*..*•. .•*..
.•*..*•. .
.•*.

 

نوشته شده در بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 10:25 بعد از ظهر توسط نگین♥| |

  به نام خدا

سلام با چند تا عکس اومدم راستی کسی هست به من بگه چرا اینقدر آمار بازدید کنندگان وب من پایین اومده؟

ا

وای چقدر ناراحت شدم خانم روستا توی فیلم فوت کردن.اونجایی که محسن گریه می کرد همچین اشک ریختم که یکی ندونه فکر می کنه خدایی نکرده یه نفر از فامیلای من مرده.اینقدر دلم برای محسن سوخت که نگو.ای بابا.همینه.بــــــــاور کــــــــن!

اینم یه وال پیپر دیگه:

منم سیاوش رو خیلی دوسش دارم و امیدوارم موفق باشه.

دیگه باید رفع زحمت کنم.بابت عکس ها هم خواهش می کنم!یه آپلود که دیگه این حرفارو نداره!

بازم ممنون همگی!

 

نوشته شده در بیست و دوم مرداد 1387ساعت 9:44 بعد از ظهر توسط نگین♥| |

به نام خدا

سلام تو نظرسنجی قبلی۱۵۰نفر به محسن و ۲۸ نفر

 به کیوان رای دادن.

یه نگاهی هم به این نظر سنجی جدید بندازید.

نظر دادن تو پست قبلی هم فراموش نشه.

راستی برای شنیدن موزیک رو دکمه ی پلی کلیک کنید.

بای بای   

نوشته شده در هجدهم مرداد 1387ساعت 2:6 بعد از ظهر توسط نگین♥| |

محسن افشاني» كم سن و سال و پرانرژي همان بازيگر نقش پوياست كه تا مجله‌ها را در دست من و همكارم ديد، خوشحال و خندان مجله را از دست ما گرفت و به جايي پناهنده شد و خودكاري طلب كرد و مشغول حل جدول شد. به قول خودش خوره جدول است و برعكس پويا نظري مجموعه بسيار دقيق و ريزبين است و خودكفا و البته به مانند پويا بااستعداد. اگر بيننده برنامه سلام بهار و اجراي زنده محسن افشاني بوده باشيد بر مدعاي ما صحه خواهيد گذاشت. به طور حتم ديالوگ‌هايي كه در برنامه كودك و نوجوان به زبان‌هاي آلماني، ايتاليايي، فرانسوي و اسپانيايي را اجرا مي‌كرد، ديده‌ايد. خيلي‌ها او را يك استعداد قلمبه مي‌دانند كه با اين سن مي‌توان آينده درخشاني برايش متصور شد، اما خودش مي‌گويد تا پنج سال ديگر براي هميشه از اين وادي كنار خواهد رفت.

از چه زماني وارد اين عرصه شدي؟

افشاني: چهار سال پيش با تئاتر شروع كردم، علي مختارزاده كه دو تا از كارهاي مرا ديده بود از برنامه آستانه تماس گرفت و براي بازي در يكي از آيتم‌ها، پس از يك ماه به من پيشنهاد اجرا داد، ديگه از همان جا پله‌پله رفتم جلو تا شدم مجري اول برنامه، پس از آن برنامه «مادوتا» و «سلام بهار» كه قرار بود نود تا برنامه روي آنتن برود كه تنها شصت قسمت پخش شد. در جام‌جم هم برنامه زنده «بوم سفيد» را اجرا مي‌كنم.

چطور براي اين كار معرفي شدي؟

افشاني: از دو سال پيش با محمد حمزه‌اي (دستيار كارگردان) آشنايي داشتم (قرار بود در كار ديگري همكاري كنيم اما از آنجا كه كنكور داشتم، منتفي شد) فروردين‌ماه امسال تماس گرفتند براي اين كار، البته پيش از اين هم يك نقش كوچك در قسمت سوم سريال «كارآگاهان» به كارگرداني آقاي لبخنده ايفا كردم.

متولد چه سالي هستي؟

افشاني: يازدهم فروردين‌ماه سال 68.

پس امسال كنكور شركت كردي، در چه رشته‌اي؟

افشاني: در رشته مهندسي مكانيك گرايش حرارت سيالات كه حتما قبول مي‌شوم.

چرا در رشته هنري شركت نكردي؟

افشاني: همه گفتند كه بازيگري را به شكل آكادميك و دانشگاهي پيگيري كن، اما خودم دوست ندارم. من عاشق مهندسي شيمي و مكانيك هستم.

پيش از شروع كار چه بيوگرافي از پويا ارائه داده بودند؟

افشاني: در روزهاي پيش توليد، زماني كه براي تمرين دور هم جمع مي‌شديم آقاي حاتمي كه به عنوان بازيگردان حضور دارند (و البته بازيگر هم...) كمي در مورد نقش برايم توضيح داده بودند، با راهنمايي‌هاي ايشان و نيز آقايان محمدي و سهيلي‌زاده و همچنين تجربه كمي كه از تئاتر داشتم يك شناسنامه براي پويا نظري درست كردم.

به اندازه پويا درسخوان هستي؟

افشاني: تا قبل از اين‌كه درگير برنامه زنده شوم خيلي درسخوان بودم، اما بعد از آن كمتر پرداختم به درس ولي هميشه معدلم بالاي هجده است.

 با چه معدلي ديپلم گرفتي؟

افشاني: با معدل كل 14/18 ديپلم گرفتم.

قصد داري تا كجا بازيگري را دنبال كني؟

افشاني: حداكثر تا چهار يا پنج سال ديگر.

يعني آنقدر اين حرفه را براي خودت محدود كردي؟

افشاني: نه! محدود نكردم، چون بازيگري جزء اهداف من در زندگي نبوده، هميشه دوست داشتم، مهندس شوم بازيگري از سرگرمي‌هاي جدي من به حساب مي‌آيد.

اجرا هم...؟

افشاني: اجرا كه هميشه حكم بازي برايم داشته يك نوع شوخي و خاله بازي. شايد به اين خاطر كه ويژگي‌هاي يك مجري مثل بيان و شيوه اجرا را هيچ‌وقت نداشته ام. هميشه جلوي دوربين بازي كردم چه در مقام مجري چه بازيگر.

پيش‌تر، كار با اين گروه حرفه‌اي را تصور مي‌كردي؟

افشاني: مثل خيلي‌ها اين سوال براي خودم هم وجود دارد كه چرا من انتخاب شدم؟ اين انتخاب خيلي برايم عجيب بود، من از هيچ يك از استعدادهايم ناآگاه نبودم و مي‌دانستم كه مي‌توانم خوب باشم، اما مدام فكر مي‌كنم كه چقدر زود و چقدر خوب در اين جايگاه قرار گرفتم.

به هر حال انتخاب يك مجري براي چنين نقشي تا حدي سخت است، من بسيار از اين اتفاق خوشحالم و تشكر مي‌كنم كه چنين فرصتي به من دادند.

چند تا خواهر و برادر داري؟

افشاني: تنها يك خواهر بزرگ‌تر دارم.

خانواده چقدر در اين زمينه مشوقت هستند؟

افشاني: من هميشه سپاسگزارشان هستم، در اين مدت خيلي اذيت شدند نقش خانواده واقعا قابل‌انكار نيست. شايد آن روزها كه براي تئاتر مي‌رفتم كارم را جدي نمي‌گرفتند، ولي از زماني كه اولين تصوير از من پخش شد جدي گرفتند و البته مطمئن.

بهترين بازيگر و بهترين مجري از نظر تو...؟

افشاني: حامد بهداد و رضا رشيدپور

خبر خبر

مژده                                                  مژده

 اگه نظرات این پست تا آخر مرداد به ۱۰۰تا رسید

 شماره ی مبایل محسنو بهتون می دم.

نوشته شده در شانزدهم مرداد 1387ساعت 4:18 بعد از ظهر توسط نگین♥| |

به نام خدا

بهرام و پویا در سریال ترانه مادی این روز ها خیلی ها را پای تلویزیون نشانده اند.

سیلوش خیرابی و محسن افشانی دو ستاره ی شب های تابستان 1387 از این کار می گویند.

محسن:

 

·       برای مجری پر طرفدار برنامه کودک و نوجوان چه اتفاقی افتاد که از سریال سردرآورد؟

 

این اتفاق خاصی نیست من بازیگر بودم یک بازبگر تئاتر

 

·       بیشتر توضیح می دهید؟

 

(با لحن شیطنت آمیز و کمی اغراق)دارم توضیح می دهم خانم خواهش می کنم اجازه بدید....(خنده)4سال پیشمن تئاتررا در فرهنگسرای سالمند شروع کردم.برحسب کارهای مداوم نمایشی و دیده شدنشان،از من دعوت شدتا در آیتمیدر برنامه آستانه بازی کنم بعد از یک ماه بازی در این آیتم،آقای مختار زاده

-کارگردان آستانه-گفتند اگر دوست داری مجری باشی ما کمکت می کنیم.من هم قبول کردم،با اینکه اصلا نمی دانستم مجری گری با اجرا چه قدر متفاوت است.از قسمت ها وآیتم های کوچک شروع شد تا کم کم مجری آن برنامه شدم اما در آن زماندیگر آقای مختار زاده کارگردان نبودند و جایشان خالی بود قبل از عید برنامه مادوتا را اجرا کردم و بعد از آن برنامه ی زنده ی سلام بهار را البته هنگام اجرای زنده ی آن برنامه در قسمت سوم سریال کارگاهان هم بازی کردم.

 

·       برای ترانه مادری چگونه انتخاب شدی؟

 

آقای حمزه ای با من تماس گرفتندو مثل همه رفتم تست دادم.فکر می کردم به علت تعدد و فراوانی گزینه های انتخابی قبول نشوم اما شدم.

 

·       اگر قرار باشد بین تئاتر و بازیگری یکی را کنار بزاری کدام را انتخاب می کنی؟

 

من تا 5 سال دیگر بازیگری را ادامه می دهم و بعد منحصرا درسم را می خوانم.

 

·       یعنی فکر می کنید ستاره می شوید و بعد کار بازیگری را ادامه می دهید؟

 

بله،حتما، همان طور که اجرا را کنار گذاشتم.

 

·       یعنی حاضر نیستید دوباره مجری بشوید؟

 

فعلا قصدش را ندارم.

 

·       به چه دلیل؟

 

چون برنامه مان برنامه ی اول بود و من در اوج آن را کنار گذا شتم.

 

·       از اینکه با بازیگران بزرگ کار می کنی چه احساسی داری؟

 

اول از همه باعث افتخار من است و بعد بزرگترین اعتبار من در سینما و تلویزیون،حضوردر کنار هنرمندان و پیشکسوتانی مثل خانم ها روستا،گودرزی،لاکانی و آقایان حکیمی،دژاکام،عمرانی و بیشتر از همه آقای حاتمی است.

 

·       یعنی به عوان یک بازیگر تازه کار کم نمی آورید؟

 

هیچ وقت چون تئاتری ها کم نمی آورند.هیچ اضترابی نداشتم.

 

·       بازی سیاوش خیرابی را چگونه می بینید؟

 

من بازی سیاوش را دوست دارم اما در جاهایی هم به بازی اش انتقاد می کنم.سیاوش سابقه و تجربه دارد،تنها گاهی سر گرفتن پلان ها یا تمرین ها به هم کمک می کنیم.

 

·       ترانه مادی چگونه تجربه ای برای شما بود؟

 

با ترانه مادری پشت من یک عالمه اعتبار نشسته است.

 

 

 

 

 دستم شکست تا اینا رو تایپ کردم نظر فراموش نشه.برای سیاوش خیرابی رو بعدا می زارم همین مصاحبه رو کلی از جاهاشو حذف کردم تازه این شد  

بای بای

نوشته شده در سیزدهم مرداد 1387ساعت 6:44 بعد از ظهر توسط نگین♥| |


Design By : Night Skin

http://www.clickchi.com/index.php?refer=negin